ارزش آفرینی و مزیت های شرکت‌ های هلدینگ

ارزش آفرینی و مزیت های شرکت‌ های هلدینگ

در فضای کسب‌وکار کشور هر روز بیشتر از گذشته با شرکت‌های چندکسب‌ و کاره یا به اصطلاح هلدینگ روبه‌رو می‌شویم. روند شکل‌گیری این‌گونه شرکت‌ها در اقتصاد کشور دلایل پیش‌دستانه (فعال) و واکنش‌گرایانه (منفعل) متعددی دارد. به موازات آنکه برخی شرکت‌ها حرکت به سوی بنگاه‌داری و تشکیل یا خرید شرکت در زیرمجموعه تشکیلات‌ خود را به عنوان یک استراتژی فعالانه و پیش‌دستانه برای رشد دنبال کرده‌اند، برخی محرکه‌های واکنشی از جمله مازاد نقدینگی برخی شرکت‌ها در سال‌های ابتدایی دهه نود شمسی، واگذاری شرکت‌های مشمول اصل 44 در قالب خصوصی‌سازی‌های ناکارآمد و جابه‌جایی مالکیت شرکت‌ها در اثر رکود و تبعات ناشی از آن نیز شکل‌گیری شرکت‌های چندکسب‌وکاره را تسریع کرده است. متاسفانه با وجود شدت یافتن شکل‌گیری شرکت‌های چندکسب‌وکاره، دانش مدیریت و به طور مشخص، دانش استراتژی پیرامون این شرکت‌ها در کشور رشد چندانی نداشته است. این مسئله سبب شده تا عموماً همان مفاهیم، رویکردها و ابزارهایی که برای مدیریت استراتژیک در شرکت‌های تک‌کسب‌وکاره به کار گرفته می‌شود، برای هلدینگ‌ها و شرکت‌های چندکسب‌وکاره هم مورد استفاده قرار بگیرد. اما استراتژی در شرکت‌های چندکسب‌وکاره نیازمند تمرکز و توجه به پرسش‌های متفاوتی است که از منطق اقتصادی حاکم بر این شرکت‌ها نشأت گرفته‌اند. هر شرکت چندکسب‌وکاره یا هلدینگ به واسطه مالکیت و مدیریت مجموعه‌ای از شرکت‌ها و کسب‌وکارها باید استراتژی‌هایی برای ترکیب پرتفوی زیرمجموعه و شیوه راهبری هریک از آنها داشته باشد. به علاوه، مفهوم مزیت در شرکت‌های چندکسب‌وکاره با آن مفهومی که به طور معمول از مزیت رقابتی سراغ داریم، متفاوت است. در این سلسله یادداشت‌ها نگاهی گذرا به مزیت در شرکت‌های چندکسب‌وکاره و سبک‌های ارزش آفرینی بر اساس این مزیت‌ها خواهیم داشت.
مفهوم مزیت در شرکت‌های چندکسب‌وکاره تفاوت‌هایی نسبت به شرکت‌های تک کسب‌وکاره دارد. زمانی که در یک شرکت چندکسب‌وکاره، و به طور مشخص در سطح ستاد، صحبت از مزیت می‌کنیم، باید بیش از هرچیز به مزیت سرپرستی توجه کنیم. مزیت سرپرستی تعاریف متعددی دارد، اما منطق پشت آن ساده است: ارزش یک شرکت چندکسب‌وکاره باید بیشتر از جمع جبری ارزش هرکدام از کسب‌وکارهای زیرمجموعه خود باشد، در غیر این‌صورت وجود هلدینگ یا شرکت سرپرست بی‌معنی است. به عبارت دیگر وجود هلدینگ زمانی معنی‌دار است که بتواند به واسطه اهرم‌هایی مثل برند، خدمات متمرکز، قابلیت‌های مدیریتی و غیره ارزشی فراتر از جمع جبری ارزش پدیدآمده توسط کسب‌وکارهای زیرمجموعه‌اش تولید کند. بنابراین وقتی در شرکت‌های چندکسب‌وکاره صحبت از مزیت می‌شود، باید به دنبال منشا ارزش‌افزایی در سطح ستاد باشیم. طبقه‌بندی‌های متعددی از عوامل ایجادکننده مزیت در شرکت‌های چندکسب‌وکاره ارائه شده است. یکی از این طبقه‌بندی‌ها حاصل مطالعاتی‌ است که شرکت مشاوره مدیریت بی‌سی‌جی روی صد و پنجاه شرکت چندکسب‌وکاره در صنایع مختلف انجام داده است. طبقه‌بندی بی‌سی‌جی از مزیت در سطح هلدینگ شامل پنج گروه عمده و زیرمجموعه‌های مرتبط به هرکدام از گروه‌ها است.

مزیت‌های مالی: تامین مالی از خارج گروه، تامین مالی از داخل گروه، بهینه‌سازی مالیاتی

توسعه استراتژی: تعیین جهت‌گیری‌های استراتژیک، ادغام و تملیک، محافظت در برابر بازار

دارایی‌ها و کارکردهای گروه: دارایی‌های گروه، کارکردهای متمرکز، مزیت نیروی انسانی

مشغولیت‌های عملیاتی: اقدامات عملیاتی، بودجه‌بندی و نظارت، توسعه همکاری

هم‌افزایی کسب‌وکار: هم‌افزایی فروش، هم‌افزایی مدیریتی، هم‌افزایی عملیاتی

331 بازدید
دیدگاه شما
بر روی (من ربات نیستم) تیک بزنید